حسن حسن زاده آملى

126

هزار و يك كلمه (فارسى)

كمك معلول است در قبول فيض ، نه اين كه كمك علّت فاعليه است در اعطاى فيض ، فتبصّر . تعليقه 15 - قوله ( قدّس سرّه ) : « اشكال در بقاى موضوع است . . . » به حمد اللّه ( سبحانه ) ما را در كتاب گشتى در حركت ، در بيان موضوع حركت تحقيقى انيق است كه به تفصيل تقرير و تحرير كرده‌ايم ، و بدين نتيجه رسيده‌ايم كه موضوع حركت جوهرى وجود طبيعت است ، و ذات اين وجود طبيعت جوهر سيّال است ، پس موضوع حركت جوهرى نفس حركت است كه طبيعت جوهرى سيّال است . خلاصه اين كه در حركت جوهرى نيازى به موضوع خارجى نيست بلكه خود حركت جوهرى موضوع حركت جوهرى است . تعليقه 16 - قوله ( قدّس سرّه ) : « توضيح اشكال آن كه در هر حركتى . . . » كلّيت قضيّه كه « در هر حركتى ناچار از امور ششگانه است » مسموع نيست ؛ زيرا مشّاء چون حركت را مطلقا در اعراض قائل بودند حكمى به صورت كلّى آنچنان كرده‌اند كه در هر حركتى ناچار از امور ششگانه است . و در حقيقت خواستن موضوع حركت در حركت جوهرى به قياس با حركت عرضى است ؛ و چون در حركت عرضى انس به داشتن موضوع باقى ثابت ، ملكه براى آنان شده است اين امر را - اعنى موضوع باقى ثابت براى حركت را - در حركت جوهرى نيز طلب كرده‌اند و حال اين كه قياسى ناتمام است . علاوه اين كه در اثبات موضوع ثابت براى حركت در مقوله كم به دشوارى و اضطراب افتاده‌اند . تعليقه 17 - قوله ( قدّس سرّه ) : « و جواب از اين سخن آن كه . . . » حركت در جوهر طبيعى شخص مانند حركت در كمّيت آن است كه به وحدت و شخصيت شخص زيانى نمىرسد ، يعنى وحدت او همواره محفوظ است و قدر جامع بين همه مراتب صورت يعنى سنخ وجود صورت از اول تا آخر در تحت تدبير متفرّد به جبروت باقى و برقرار است . ترقيم اين تعليقات در شب شنبه هشتم شهر اللّه المبارك 1417 ه ق ، مطابق